گفتی نوشته هایم هميشه بوی غم می دهند. آدمهایی که از نزديک می شناسندم می دانند که نه آدم ضعیفی هستم و نه اصولا غمبرک زده ام گوشه ای و در حال آه و ناله هستم. ولی وقتی غمگينم دلم می خواهد بنويسم. اين نوشتن گز گز انگشتانم است و احساسم که روی کاغذ می آید حالا هم تو اين پنجره جاری می شود. وقتی عصبانی هستم دلم می خواهد بدوم يا داد بزنم و وقتی هم خوشحالم دلم می خواهد دنيا را تکان بدهم. کلی ایده جدید می آید به مغزم دلم می خواهد خوشحالیم را با همه تقسيم کنم و با نيغ های بازم یک ریز حرف بزنم. اصلاً به نظرم کسی ميتواند از ته دل بخندد که بتواند از ته دل گريه کند. چه فايده ای دارد خنده هایت از سر ادب باشد و اشک هم اصلاً نداشته باشی. الان هم از همان لحظه هاست که از فرط هيجان نمی توانم پشت اين ميزم بنشينم. دلم می خواد بروم کنار دريا يا هاکی يا یا... یا... یای دیگری به ذهنم نمی رسد. حیف که این لحظه خوشم باید با کلاس الکتریسیتی  مارکت سپری شود.

همين نزديکی هاست می دانم. آسمان بی ماه شبهايم پر ستاره خواهد شد. س س س ساکت باش صدايش را می شنوی.

لینک
سه‌شنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٦ - شقایق

       

آستانه تحملم پایین تر از چیزی است که تحملت کنم.

پ.ن:  بی نام خوش ذوق آسمان بی ماه این شبهایم آخرین چیزی که لازم دارد رمز و راز است.

لینک
یکشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٦ - شقایق

   باز هم از يک رهگذر بی نام   

آسمان بی ماه بود آن شب
بغض باران در گلویش بود
ناودان با خویش نجوا داشت
کوچه گرم از گفتگویش بود
باد در شهر تهی می ریخت
بوی شب های بیابان را
تک چراغی خال می کوبید
گونه ی خیس خیابان را
من تهی بودم ، تهی از خویش
من پر از اندوه او بودم
با خیال دور و نزدیکش
همچنان در گفتگو بودم
دیدم از حسرت فرولغزید
اشک بر سیمای غمنکش
روزهای رفته را دیدم
در فضای چشم نمنکش
کوچه ی میعاد ما ، هر شب
چون رگی از خون ما پر بود
خنده ها طعمی گوارا داشت
بوسه ها گرم و نفس بر بود
بوی باران خورده ی دیوار
پلک سنگین مرا می بست
عطر زلفش در هوا می گشت
تا به بوی خک می پیوست
ناگه از فرورفتن فرو می ماند
تن چو پیچک بر تنم می دوخت
تا از آن مستی به هوش ایم
بوسه لب های مرا می سوخت
راستی ای مونس دیرین
یاد از آن شب ها که می دانی
کوچه های پیج پیج شهر
روزهای سرد بارانی
آسمان ، امشب ندارد ماه
بغض باران در گلوی اوست
ناودان با خویش در نجواست
کوچه گرم از گفتگوی اوست
<< نادر نادرپور>>
لینک
سه‌شنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٦ - شقایق