چشمان گرد شده من   

اصولا همه آدم ها نکته جالبی دارند و جوری توجهم را جلب می کنند. یکی ژست می گیرد، یکی دماغش سر بالاست، یکی بسیار مودب است، یکی لبخند زیبایی دارد، دیگری بی چشم و روست، آن یکی شاد و سر حال، یکی گیج، یکی مهربان، یکی باهوش، یکی بی نزاکت یکی خیلی شیک. یکی صدای خوبی دارد. یکی چشمان وقیحی دارد. خلاصه... اما بعضی ها خاص اند. آنقدر خاص که نه تنها توجه آدم را جلب می کنند بلکه تا مدت ها از ذهنت خارج نمی شوند...

 ۱۳بدر قلابی، بوی جگر، ما که حتی سیبی همراه نداشتیم، شبی دراز، دراز تر از همه خیال های من.

لینک
سه‌شنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٧ - شقایق

   یاهو سایت ویژه زنان راه اندازی کرد!!!   

چه قدر بدم اومد از این صفحه یاهو برای زنان. پر از تبلیغات در مورد مادر بودن و لوازم آرایش و لباس زیر. طالع بینی روز، طالع بینی شب، طالع بینی ماه، طالع بینی پس فردا و خلاصه هر چیزی که ربطی به مغزت نداشته باشد. نکنه خدای ناکرده یک ذره ازش بخواهی استفاده کنی. اصلاً تو این مملکت از اول دخترها رو باربی بار می آرن. مغازه ای هست در شیکاگو، American Girl Factory مردم دخترهاشون رو میبرن اونجا عروسک بخرند.کاش تنها عروسک خریدن بود. ساعت ها در صف می ایستند که سر عروسک را سلمونی کنند. گاهی برای رفتن داخل کافه باید از روز ها قبل وقت بگیرند. گاهی برای این کارها تا 400 دلار هم پول می دهند. هر چی فکر می کنم اگر روزی دختری داشته باشم حاضر نیستم چنین ظلمی در حقش بکنم.

لینک
پنجشنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٧ - شقایق

   خیر! درست شدنی نیستم!   

کلی برگه میان ترم باید تصحیح کنم، کلی تمرین بچه ها هست که باید نمره بدهم، فردا امتحان میان ترم دارم. تا ساعت 12 شب هم باید تمرین درس الکتریسیتی مارکت را بفرستم. امان از اسباب بازی جدید. این وب سایت کمک می کنه برای دویدن آماده شد. ۱۶۲روز مانده تا نیمه ماراتون شیکاگو و نصف روز من به گشت و گذار در این وب سایت سپری گشت. 
لینک
پنجشنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٧ - شقایق

   بالاخره سال نو مبارک   

1-      سال جدید آدم متفاوت

2-      امسال از انتزاعی نوشتن خبری نیست. همه ذوق زدگی ها کاملا واضح و همه جیغ و ویق ها واضح تر خواهد بود.

3-      اهمیتی ندارد تو خواهی فهمید یا تو نخواهی فهمید.

4-      نییییییییییییییغ های سه متر باز شده ام را دوست دارم.

5-      تنبلی تعطیل. امسال من نیمه ماراتون (امیدوارم فارسیش همین باشه) را خواهم دوید. می خواهد ویزایم بیاید می خواهد نیاید. اگر شده  14 سپتامبر 2008 در تهران خواهم دوید. از تصور دویدن با مانتو و روسری خنده ام می گیرد.

6-   امسال می خواهم آنقدر با بالا  و پایین بودن خودم مبارزه نکنم. چه اهمیتی دارد که گاهی دلم می خواهد تا شب فقط دراز بکشم و سقف را نگاه کنم و یک روز دیگر می خواهم دنیا را عوض کنم. یک روز دلم می خواهد خوشگلا باید برقصن گوش بدهم و راه بروم و قر بریزم. یک روز دلم می خواهد دمیس روسس گوش بدهم و قدم های رویایی بردارم. همیشه دلم می خواهد کتاب های بی ربط بخوانم متفاوت از هم و بی ربط.

7-       امسال رابطه ها الک خواهند شد. آدم ها فیلتر. اصلاً از تنهایی خوشم نمی آید اما اصلاً رابطه های پیچیده که باید برای نگاه داشتنشان یک جور بترسی برای از دست دادنشان یک جور دیگر بهتر است که از بیخ و بن نباشند.

8-      امسال دیگر شب هایم  به دیدن سریال های یخ زده نمی گذرد. البته مگر اهمیتی دارد که سریال بیداری تماشا کنی و عصبانی شوی یا مثلا داستایوفسکی بخوانی و هیچ حسی نداشته باشی. مهم این است که از شب درازت لذت ببری.

9- بعد از چهار سال یادم نرفته که چرا خواستم از ایران بیرون بیایم. تجربه های جدید آدمهای جدید، آدمهایی دیدم که اگر ایران مانده بودم صدها سال امثالشان را نمی دیدم. فقط می توانم بگویم متفاوت. خیلی جاهایی رو دیدم که همیشه دلم می خواسته ببینم. هر چند آن لیست هنوز 3/1 هم نشده. آرژانتین، برزیل، پرو، افغانستان، آفریقا، کنیا، چین، ایسلند و ... این لیست ادامه دارد. و من امسال جاهای جدیدی خواهم دید. حتی اگر آنجا دشت گل های شقایق اطراف خرم آباد باشد که همیشه دلم می خواسته ببینم

1۰-   امسال به آدم هایی که چشمشان را بسته اند و سرشان را زیر برف کرده اند و برای دنیا نسخه می پیچند. لبخند سه متری تحویل خواهم داد.

11-   امسال نمی خواهم روز و شب هایی را از دست بدهم که سال آینده حسرتشان را بخورم

12-   امسال می خواهم این مرض تمیز کردن خانه شب امتحان را کنار بگذارم که عجیب به دردسر می افتم. مخصوصا که کلاس هم نرفته باشی و شب امتحان باید فیلم 16 جلسه کلاس را با دور تند تماشا کنی

13-  امروز سیزده به در است. راستی سال نو مبارک. پر از اتفاق های خوب. با عرض شرمندگی سبزه ام را در رودخانه شیکاگو پرتاپ کردم.

لینک
چهارشنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٧ - شقایق