آقا جان، من در چارچوب تو جا نمی گیرم. بد نیست فقط یک روز این زندگی عجیبت خط کش فلزیت و عینک بدبینیت را کنار بگذاری و همه را لخت و عور ببینی. بدون عنوان ها و روابط و نسبت ها. فقط خودشان.

 

بازگشت به گذشته: عروسی را دیدم, آهنگ فرامرز اصلانی و جاده‌ی شمال اشکم را در آورد, نصف بیشتر فیلم من اشک ریختم آنهم بی بهانه. اصلا فیلم گریه نداشت, اما نوستالژی بود, نوستالژی تک تک لحظه ‌های خانه. نمی دانم این روزها دل نازک شده ام یا که شاید تغییرات هورمونیست اما با تلنگری به احساسم اشک هایم سرازیر می شود. تهران انار ندارد را هم دیدم. موزیکش را خیلی دوست داشتم, زیاد. تلخ بود اما واقعی. آنقدر که می شد حسش کرد, لمسش کرد. همین نزدیکی ها:فادو را هم دیدم, آن هم دوبار، پر از احساس بود، پر از لطافت. خیلی وقت بود این طور به پرده میخکوب نشده بودم.

 

باز یادم رفته زندگی مسابقه دو نیست آرام گرفتن هم لذتی دارد.

 

یاد گرفتن اینکه گاهی باید خودت سنگین و رنگین چمدان بعضی ها را ببندی و از زندگیت بیرونشان بیندازی سخت است, قبول کردنش سخت تر. این رفتن با مرگ دوستی همراه است, با کشتنش. اما دندان کرم خورده را باید کشید, نه؟

 

 

 

لینک
چهارشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸۸ - شقایق

   ...   

بیانیه‌ی جمعی از وبلاگ‌نویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن


۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پیمایی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.

۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم
.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود
.


پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی

بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی

 

Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events

1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."

2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.

3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.


A part of the large community of Iranian bloggers
June 26, 2009


لینک
سه‌شنبه ٩ تیر ،۱۳۸۸ - شقایق

       

 

خانه ام آتش گرفته است آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرش ها را تارشان با پود


من به هر سو می دوم گریان
در لهیب اتش پر دود


وز میان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از درون خسته سوزان
می کنم فریاد، ای فریاد، ای فریاد...


از فراز بام هاشان شاد
دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب


من به دستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش


زان دگر سو شعله برخیزد به گردش دود
تا سحرگاهان که می داند که بود من شود نابود


خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر


وای آیا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریاد ، ای فریاد


مهدی اخوان ثالث

 خالیم...

لینک
دوشنبه ۱ تیر ،۱۳۸۸ - شقایق