:)   

دلم می سوزه برای آدمایی که خوشحال بودن دیگران آزارشون می ده. 

لینک
یکشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳٩٠ - شقایق

       

مریض بودم و تنم داغ و تب دار.  سرم خالی است و تمرکز نمی توانم بکنم. انقدر ایمیل جواب نداده و کار نصفه دارم که از فکر کردن به آنها سر دردم بیشتر می شود. سفر بودم. زیاد. فرودگاه قسمت ثابتی از زندگیم شده. گاهی خسته می شوم و گاهی کلافه و گاهی هم قربان خودم می روم که آنچه خواستم را دارم. گاهی جانم در می اید و خستگی به تنم می ماند و می ماند و می ماند و گاهی مثل امروز سرم خالی است. صدای موزیک را در گوشم بلند تر می کنم تا صداهای اطراف را نشنوم.

لینک
چهارشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳٩٠ - شقایق