برای دختری که در آینه روزی پیاده شد و با اندکی لبخند تخته سنگی از سینه اش کند   

 

گاهی همان خورمالوهای گس می شود شیرین مثل عسل باشند. آخر همان شیرین ترین می تواند تلخ باشد خیلی تلخ. آماده اش باش. 

 

صدای پایم در ادامه ی کفش هایم کنار تو امروز می میرد.  روی نمی دانم چه می دانم چه بگذارم. نمی آیم؟*

*از این بالا

لینک
پنجشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸۸ - شقایق