بابا جانم سلام

روز پدر هم گذشت و من حتي بهتان زنگ هم نزدم تا بغض فروخورده ام را نشنويد تا دلتان مثل دل من نگيرد اين روزها پوستم کنده شده. ولي لذتي دارد اين دويدن ها.

خواستم بگويم ممنونم که يادم داديد زيباترين آرايش صورت لبخند است. ممنون که يادم داديد دوست داشتن آدم ها موهبت است. موهبتي که هر کسي نصيبش نمي شود. ممنون که يادم داديد مي شود دلي داشت به بزرگي دريا. مي شود آدم ها را بخشيد. مي شود در نمک نشناس ترين آدم دنيا هم نکته مثبتي پيدا کرد و دوستش داشت. ممنون که يادم دادید لبخندي آرام به صورت هاي پر از نفرت بزنم.  ممنون که بارها برايم تکرار کرديد که بيدريغ محبت کنم و بي دريغ دوست بدارم. ممنون که هر بار به يادم مي آوريد لبخندم زيباترين هديه خداوند است به من. ممنون که به من ياد داديد فهم و شعور آدم ها با پولشان نسبتي ندارد. اين اصالت است که باید در چشمان آدم ها یافت.ممنون که يادم داديد حتي به آدم هاي بي اصالت هم لبخند بزنم. کار سختي است ولي لذتي دارد خنديدن به ريش کبک های سر در برف فرو برده.خود باختگانی که دلشان که سهلست چشمهاي سرشان هم کور است.

ممنون که يادم داديد زندگي را مي شود تغیير داد. مي شود يا علي گفت و تصميم هاي مردانه گرفت. 

 بابا جان  دلم براي نگاه هاي عتاب آميزتان هم تنگ شده.دلم براي انتقاد هايتان تنگ شده.  دلم براي مشت و مال هاي سر صبحتان تنگ شده. دلم براي سجاده سبزتان تنگ شده. دلم براي بحث هاي شبانگاهيمان تنگ شده.دلم براي دست هاي گرمتان تنگ شده.

بابا جانم  من خوبم. خوب خوب. همان شقايق خندان شما. هماني که دنيا را ميخواست عوض كند. تنها يک تغیير کرده. ديگر دنيا را نمي خواهد عوض كند. نمي خواهد به آدم ها ياد بدهد مودب باشند. نمي خواهد چشم همه را به واقعيت ها باز كند. نمي خواهد اگر کبکي سرش را در برف فرو کرده بود و داد و قال می کرد که دنيا چه تاريک است برايش شمعي روشن كند. دخترتان اين بار فقط نگاه مي كند. کماکان با لبخند.

خواستم بگويم روزتان مبارک بعد يادم آمد تمام روز هاي دنيا که صبحش چشمم را باز ميکنم روز شماست. داشتنتان لذت بخش ترين احساس دنياست. خوشبختي داشتن صبور ترين و محكم ترين دوستی چون شما از همه آدم های دنیا بی نیازم می کند. چشمانم را مي بندم و دستهاي بزرگ و گرمتان را از اين ينگه دنيا ميبوسم.

دختر دلتنگتان

شقايق

شيکاگو

لینک
جمعه ۱٢ امرداد ،۱۳۸٦ - شقایق