Thanks to Life   

کمتر از پنج روز دیگر رساله ی دکتریم (Demand Side Participation in Power Systems)را دفاع می کنم و این فصل نیز بسته خواهد شد. اسلاید هایم آمده است و من هنوز گیجم که چطور گذشت. شبیه مال هیچ کس نبود. ویزا نداشتم، کار نداشتم، خانه ی گرمی نداشتم، همراهی نداشتم، نداشتم و نداشتم و نداشتم! و نمی دانم چطور تمام آن روز ها را دوام آوردم. چه می خواستم که آن طور سگ جان شده بودم. خواستم آنچه که برایش خانه را ترک کرده بودم به دست بیاورم. حالا کمتر از  ۵ روز مانده جلوی کمیته ام بایستم و از تک تک روز های سه سال گذشته ام دفاع کنم.

همین است که این روز ها انقدر به خودم و تصمیماتم با اطمینان نگاه می کنم. از خودم خوشحالم. 

 

 

پ.ن.می نویسم که یادم نرود این روز ها که گذشت را باید بنویسم، از دوستانی بهتر از آب روان که در سفر دیدم، از دلم که در جایی از راه گم کرده ام، از من. از آینده. از مسولیت های اجتماعی و از مردسالاری زنانه.

لینک
پنجشنبه ٤ آذر ،۱۳۸٩ - شقایق