حیرانش بودم   

دیر است. خیلی دیر. بیشتر از ۱۰ بار ساعتم زنگ زده. سرم سنگین کم و بدخوابی دیشب است و گیج وارد حمام می شوم. آب سرد چشمانم را باز نمی کند، چطور می شود نمی دانم. چشمانم را که باز می کنم بیرون وان هستم، پهن زمین. کمرم درد می کند، سرم گیج می رود و بغض گلویم را فشار می دهد. راه بهتری باید وجود می داشت برای از خواب بیدار شدن. زانوهایم می لرزد و با بغض عازم کار می شوم.

لیوان قهوه ام سر پله ها از دستم رها می شود و شلوار آقای قد بلندی قهوه مال می شود، از خجالت همه ی خون بدنم در صورتم جمع شده است. عذر خواهی می کنم که خیلی متاسفم استیو، با لبخندی می گوید طوری نیست اما من اریک هستم نه استیو ما قبلا همدیگر را دیده بودیم. من در مسابقه ی بسکتبال کنارت نشسته بودم، حتما برایت به اندازه ی کافی جذاب نبودم به خاطرت نمانده اسمم. چیزی نمانده از فرط خجالت از حال بروم.

به بهانه ی نوروز با همکار و دوست ایرانیم همکارانمان را به رستوران ایرانی می بریم. کناریم از من می پرسد این چیست، بر بر میرزا قاسمی نگاه می کنم بعد از چند دقیقه!! می گویم نمی دانم. خنده اش را قورت می دهد و می گوید طوری نیست من هم اسم خیلی از غذا ها را نمی دانم. همکارم نجاتم می دهد. کوکو سبزی را نشان می دهند و از من می پرسند چه سبزی دارد این غذا و من نفس عمیقی می کشم و جواب می دهم فرقی نمی کند و چشم های همکارم را می بینم که از حدقه در آمده و حتما دارد فکر می کند حتما این غذا از علف های باغچه صاحب رستوران ساخته شده.

راهی مرکز بهداشت شرکت می شوم مسکنی بگیرم و ببینم نکند همه ی این اتفاق ها ناشی از زمین خوردن باشد بعد از نیم ساعت گشتن در ساختمان کارخانه سر از آزمایشگاه انفجار در می آورم. در حال تماشای آن همه ابزار آلات تست بودم صدای کسی توجهم را جلب کرد که می توانم کمکتان کنم، هول زده جواب دادم بله قرص مسکن می خواهم. از صورت آدم روبرویم هیچ چیز جز یک علامت سوال یادم نیست. گفت بله حتما من در کیفم دارم. اما  اگر می خواهی  پزشک شرکت را ببینی اینجا نیست. اگر خواستی همراهیت می کنم.

پروژه جدیدی به من داده اند، ۷ باری از رویش خواندم اما جز یک کلمه تنها یک کلمه هیچ زنگ آشنایی در گوشم صدا نمی کند. مدیر پروژه زنگ می زند که خواستم زهرترک نشوی و نمی داند من رنگی به صورتم ندارم.

و تازه ساعت ۴ بعد از ظهر است و امروز هنوز ادامه دارد...

 

لینک
چهارشنبه ۳ فروردین ،۱۳٩٠ - شقایق