*بانک خازنی، آنالیز اتصال کوتاه، دویدن نیمه شب و دیگر هیچ!   

 باید امروز گزارشی تحویل بدهم که برای نوشتن هر کلمه اش باید کلی وقت صرف گشت و گذار در نقشه ها و فایل ها و داده ها بکنم. سرم سنگین است. به سنگینی تمام حرف های مفتی که دیشب زده ام. اما واقعا لازم نیست از راه های تکراری رفت، حتما نباید دنباله رو شد، صد بار شنیده ام که بی راهه است، اما تا کسی نرفته بی راهه است، یک بار که رفته شود می شود راه. شاید هم پشیمان شدم، می شناسی که من را؟ شاید هم نه. اما تا خودم سرم به سنگ نخورد دلم آرام نمی گیرد.

فشار کارم زیاد شده، خیلی زیاد. همین است دیگر، می خواهی حال خرابت فراموشت شود و تصور می کنی با داوطلب شدن برای کار بیشتر انجام دادن فراموش می کنی.  تجربه کن دختر! خیر فراموش نمی شود. باید فقط زمان بگذرد. باید عینکت را عوض کنی تا دقیق تر ببینی. تنها دست آورد این تصمیم دو برابر معمول ددلاین داشتن بود.

نتیجه اش می شود؛ جامعه مدنی، آموزش برای جامعه مدنی و ... هم که می خوانی مغزت در آنالیز اتصال کوتاه متوقف شده است.

لینک
سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳٩٠ - شقایق