Act of valor   

کاش این مریضی از سرم می افتاد. کاش وقتی کاری نصفه کاره دارم بتوانم به ان فکر نکنم. کاش وقتی سینما هستم و فیلم ارتشی مورد علاقه ام را می بینم به این فکر نکنم که اسلاید هایم کامل نیست. کاش دلم پیچ نرود. کاش همه ی حواسم می شد به فیلم باشد. 

 

 


مثل خیلی سال پیش ها مداد گرفتم دستم و ماتریس های تبدیل فازور بالا پایین می کنم. دلم آبتنی می خواد. چندین ساعت تو یک دریاچه ای که برام آشنا نیست و سرم رو هر طرف بر می گردونم ندونم کجاست اون طرفی. 

لینک
یکشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳٩٠ - شقایق