۴ شنبه سوری   

از بالای کله ی رییسم سرک می کشم و  دلم غنج می رود که چه هوایی. چه آفتابی، چه روزی.

روزم خوب بود. وبینارم بی نظیر بود. خنده از لبانم دور نمی شود. پیپرم برای پنلی پذیرفته شده و تابستان راهی غرب دور امریکا هستم . امروز بمباران خبر های خوب بود. کمتر از ۹ روز دیگر پدر و مادر اینجا خواهند بود و سال من زمان نشستن هواپیمایشان تحویل خواهد شد. 

می روم از روی آتش بپرم و اش بخورم و سری به استخر خانه ام بزنم.
لینک
چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳٩٠ - شقایق