گاهی فکر می کنم من آدم رابطه ی طولانی نیستم. هر چه هم که بگویند آدم درست را ندیده ای. اما من آدم آن تکرار، آن بی خیالی، ان هیجان از بین رفته، آن عادت، نیستم. خودخواهی است اما نمی توانم تصمیماتم، زندگیم را حول کس دیگری بگیرم. شاید اگر بشود رابطه ای داشت مثل دایره های ایده ال شل سیلور استاین که هردایره ای مستقل برای خودش بچرخد و تنها کنار هم چرخیدنشان مشترک باشد آن وقت نخواهم فرار کنم. نمی خواهم تکه ی گمشده ی کسی باشم!

 ولی اگر همیشه کسی باشد با آن لحظه ها که می خواهم تنها باشم چه کنم. شاید این احساس روزی عوض بشود، شاید سالها بعد فکر کنم کاش جوان تر که بودم جور دیگری فکر می کردم اما الان نمی توانم نه در حق خودم نه کس دیگری این ظلم را بکنم.

 

 

لینک
جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳٩٠ - شقایق