تاریخ   

بعضی‌ از آدم‌ها پتانسیل پیشرفت کردن را دارند. بعضی‌‌های دیگر هم همیشه باید  جوری با ترفندی هلشان داد. اینرسی زیادی دارند، مثل من. اما من الان، من متفاوت، من پرآرزو، من بلند پرواز. احتیاج داشتم پرهایم را مرتب کنند، احتیاج داشتم به نوک گرفته شوم، به بلندی برده شوم و برای پرواز پرتابم کنند.  شاید اگر سختگیریهایش، جدیتش برای پراندنم نبود هنوز در گوشهٔ لانه ام پنهان بودم و هرگز آرزوی آسمان آبی نداشتم. به روز مادر یا به روز پدر عقیده ندارم، روزی وجود ندارد که روز او باشد. همهٔ روز‌های سال، همهٔ روز‌های 29 سال زندگیم، هر روزش اثری از او وجود دارد. جالب اینجاست که خودش هم متفاوت است. با خیلی‌ از هم نوعانش. سخت است اما لطیف. با وجود همهٔ اختلاف نظراتمان انتهای نگاهش را به زندگی‌ دارم.

همهٔ مادر‌ها عزیزند. اصلا نمی توانم تصور کنم در دنیا مادری وجود دارد که عزیز نباشد. اما بعضی‌ مادر‌ها خاص اند. . ۱ سال ۲ سال ۳ سال ... ۱۰ سال، گرما، سرما، باران، برف، آفتاب، باد، کلاس زبان. ۱ سال ۲ سال ۳ سال.... ۱۰ سال...

جواب امتحانم را در صندوق پست ام گذاشته بودند:

Please be informed that you have successfully passed the PhD qualifying exam. This decision has been determined by the committee after carefully reviewing your performance on the PhD Qualifying Exam.

Copy to…..

امشب آسوده می خوابم، فردا حتما دغدغه جدیدی پیدا خواهد شد.

لینک
یکشنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸٧ - شقایق