لیکو   

با سوادی ديگر
خط ام را خواندی و
راز دل‌ام را تمام
دانستی

می گویند این لیکو ها -شعرِ شفاهيِ قومِ بلوچ - حاصلِ عشق‌هایِ نهان و ممنوع است.

از آينه‌ام بپرس
از شانه‌ام
از بالش‌ام
و از آن چراغ‌خواب غمگين بپرس
که شب و روز چند بار
مهربانی‌ات انارِ دل‌ام را می‌فشارد
و شيرآبه‌ی عشقِ سرخ‌ات
گناه‌ام را رنگ‌آميزی می‌کند؟
و چند بار
جمله‌ی «جان‌ام دوست‌ات دارم»
بی‌صدا لب‌هايم را تکان می‌دهد...

از ژيلا حسينی

مرسی پرستو جان کلی دلم را صیقل داد!



لینک
پنجشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - شقایق