من یا ما...   

از خودت می‌پرسی‌ واقعا پروانه شدن چقدر اهمیت داره. تصور کن به امید پروانه شدن رفتی‌ تو پیله و بعد توت خوردی و هی توت خوردی و توت خوردی، بعد پیله که باز شد دیدی به عوض پروانه ملخ شدی. می دونم داره بالای سرت قلب پرواز می‌کنه اون وقت چی‌، آونوقت نیست که می خواهی‌ دنیا به آخر برسه، آونوقت نیست که اصلا عطای پروانه شدن را به لقایش می بخشی و فکر می کنی‌ همین کفشدوزک آرام و مهربون و بی‌ آزار بودن بهتر از پروانه است. یعنی‌ خطر نداره دیگه. بعد با خودت می گی‌ آخه کولی ها مگر از خطر کردن می ترسند؟

لینک
جمعه ٢۱ فروردین ،۱۳۸۸ - شقایق