دیدی بعضی وقت ها چیزی سر دلت مونده، محبتت به چیزی یا کسی چرک دار می شه. یادت می آید امسال سر سال تحویل به خودت قول دادی صداقت مهمترین اصل زندگیت باشد. هر چند گاهی سخت. به خودت کلی فشار می آوری و ایمیلی می فرستی که چند روزیست داری در سرت درفت می کنیَش. و باز و باز و باز نگاه می کنی که جوابی آمده یا نه. جواب مهربان دوستی روزت را می سازد و آرزوی اردیبهشتی بودنت هم از عزیزی بهتر از آب روان لبخندی به لبانت می آورد. چه می خواهی مگر از زندگی.

 

ناباوری را پشت سر گذاشته ام. تلخ بود، اما گذشت مثل همه ی گذشتنی ها. باز هم دَرس بود که وقتی دیگرانی دَرست می دهند جبهه نگیر, گوش بشو, بشنو، تاملی بکن که یکه نخوری.

 

خدا بعضی آدم ها را وقتی در بهترین مود خود بوده آفریده, یک روز زیبا, نه گرم نه سرد، لطیف، در باغی پر از شکوفه های صورتی و سفید, بهار نارنج هم مشامش را نوازش می کرده احتمالا, فنجانی هم قهوه در دست داشته با طعم فندق با نهایت ذوق گل انسانی را سرشته.  از حق نگذریم بعضی ها را هم روز اول پریودش آفریده، بهتر است بگویم از سرش باز کرده وظیفه خداییش را.

لینک
جمعه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - شقایق