فردا داره میاد و هنوز من کلی‌ کار دارم. فردا داره میاد و من تمام لباسهام بیرون از کمده. فردا داره میاد و من فقط اینجا نشسته‌ام و خیال می بافم که چند سال ما یک مدرسه، یک دانشگاه، یک استخر، یک کلاس زبان، یک کلاس نقاشی‌، یک کلاس رقص و یک ...... رفتیم. حالا داره میاد و من دلهره دارم. می دانم غمگین خواهد بود. می دانم زندگیهایمان راهش جدا شده بود، می دانم او مسیرش با من فرق داشت. اما فردا اینجا خواهد بود و باز با هم زندگی‌ خواهیم کرد. دلم می‌خواست بیشتر از توان الانم می توانستم مراقبش باشم. باز هم من وسواس گرفته ام. کاش این ینگه دنیا با او مهربان باشد. لیاقتش را دارد. دلم شور می زند.خواهرکم، شیرینکم فردا اینجا خواهد بود.

 خوش آمدی دختر، قدمت سبز

لینک
جمعه ٦ شهریور ،۱۳۸۸ - شقایق